زندگی قصه مرد یخ فروشیست که از او پرسیدن فروختی؟ گفت: نخریدند تمام شد...
![]()
با عرض معذرت به دلیل پیش بودن و حوصله نداشتن برای نوشتن!
از دوستانی که نظر دادند تشکر می کنیم و به وبلاگ دوستان سر زدیم ولی به دلیل تنگی شدید وقت قادر به پاسخ نبودیم...
در ضمن از بعضی دوستانی که نظر می دهند کمال تعجب داریم که ادب شان را کجا جا گذاشته اند؟!
از دوستانی هم که شماره می فرمایند تعجب بیشتر می فرماییم که چه کسی در آمفی تئاتر بیشتر هوایی می شود که در این حال هم از جنبه خارج اند! (خودتون همین جا خودتون رو لو دادید)
راستی تا یادم نرفته خدمت همین دوستان بگم که امسال موبایل ها در خاموشی به سر می برند پس بهتره که شماره ها رو به سال پایینی ها تقدیم کنید...
راستی فاطمه جان از تو دیگه انتظار نداشتم!
ما کلی خرخونی بکنیم نیم ساعت در روزه ولی کلاس خودتون رو فراموش کردید که اول تا آخرش فقط نیم ساعت غیر از درس و مدرسه دارید؟!
شوخی کردم جدی نگیر!
السلام علیک یا برو بچ! می دونم می دونم که داشتید از دوری ما دق می فرمودید. اما خب دیگه دل رحیم ما عزم صلح کرد. به قول شاعر: گفتا دل رحیمت کی عزم صلح و صفا و سیتی و مرام دارد؟ گفتم امشب!![]()
و اما اینکه ما کجاییم؟؟؟!!! باید به اطلاع برسونم که ما همین دور و برهاییم. منتها به صورت ضمیر مستتر! در مدرسه و کلاس درس و آزمون و مشاوره و کلاس کنکوری و هزار جور کوفت و زهرمار!![]()
ای کاش ای کاش ها نبودن! ولی حالا که هستن بذار یه خورده ای کاش بازی در آریم!
ای کاش مدیر مدرسه ی ما این خانمی که الان هست نبود.![]()
ای کاش کنکور اینقدر دردسر نداشت.
ای کاش نظام تحصیلی ایران که قراره تا چند سال آینده به طور کلی دگرگون بشه درست و حسابی دگر گون می شد.
ای کاش ما هم می توانستیم چون تیزهوشانی ها که به مدرسه می روند باشیم. ( نکته: در حال حاضر ما داریم به خانه می رویم!!!) چرا که آنان تنها سه روز در مدرسه اند و ما همه روز!
ای کاش بعضی از این نظر دهندگان محترم کمی ادب می داشتند!![]()
ای کاش ...
تا یادم نرفته یه خبر موثق بدم که بازار شایعات از اینی که هست داغتر نشه. امتحانات پیش دانشگاهی ها نهایی نیست. یعنی قضیه ی سربرگ و حوزه و اینجور چیزها رو به کل فراموش کنید. مثل سالهای قبل یکی دوتا از دروس عمومی و اختصاصی مون هماهنگ کشوریه. دیگه نبینم کسی شایعه پراکنی کنه ها!
یه شعر هم می ذاریم که فکر نکنید درس خوندن زیاد طبع شعری ما رو خشکونده:
در دیر مغان آمد یارم قدحی در دست
مست از می و می خواران از نرگس مستش مست
در نعل سمند او شکل مه نو پیداست
وز قد بلند او بالای صنوبر پست
به عنوان آخرین سخن گهربار(!) از پیش دانشگاهی های زانیارانی اون هم رشته ی ریاضی یه سوال دارم. آقای پرنیانی رو می شناسید؟!!!!!!![]()
![]()
![]()
اینجا به طور زنده می تونید از وضعیت مهندسان آینده مطلع بشید...
فقط با یک کلیک می تونید از اتاق خفه ای به نام کلاس درس و مدرسه مطلع بشید...
فرصت رو از دست ندید...
سلام. یعنی چی که هیچ کس هیچ کاری نکرد؟ دیگه به غیرتم برخورد. آخه آدم این همه تلاش بکنه رتبه به این خوبی بیاره بعد هیچ کی ازش تشکر نکنه؟ الان دست به کار میشم:
سرکار خانم شریفه کارگر٬ دانش آموز دبیرستان وابسته به دانشگاه پویش٬ بدینوسیله به نمایندگی از تمامی دانش آموزان و اولیای مدرسه٬ کسب رتبه ی دوازدهم کشور و ششم منطقه در رشته ی علوم تجربی را صمیمانه به شما و خانواده ی محترمتان تبریک گفته و برای شما آرزوی موفقیت هر چه بیشتر داریم.![]()
آها. حالا بهتر شد. راستی کسی از جواب تعیین رشته شریفه خبر داره؟
اوهوی! کسی اینجا نیست؟ کسی صدامو میشنوه؟
ببینم تو بچه ها رو ندیدی؟ یکی جواب منو بده. بابا این چه وضعشه؟ وقت مدرسه فعالیتتون بیشتر بود. حالا درست که سرگرم کنکور و مخلفاتش شدیم ولی نذارید اینجا سوت و کور بمونه. والا خدا رو خوش نمیاد. اصلا یه سوال... به مهندسای 00202 میاد آروم و بی سر و صدا یه جا بشینن؟ نه خداییش میاد؟... آها! نمیاد دیگه! پس یه خورده بجنبین. یه ذره تکون بخورین. نذارین از هم دور بشیم.ما تنها بشیم زانیارانی ها جواب میدن؟! ( یکی نیست بگه خب به اونا چه!) واسه دلگرمی هم که شده هر کدوم یه پست کوچیک بذارید. اینم مال من که مخصوص تابستونه:
آفتاب سوختگیتان را درمان کنید
اگر به خاطر زیاد زیر آفتاب ماندن پوستتان سوخته است، هلو و ذغال اخته بخورید. این میوه های خوشمزه حاوی میزان زیادی ویتامین E می باشند. این ویتامین به برطرف کردن قرمزی و ورم آفتاب سوختگی کمک می کند. همچنین با افزایش قابلیت کشسانی پوست، در از بین بردن چین و چروک نیز موثر است.
پوستتان را براق تر کنید
برای شاداب، مرطوب و سالم نگاه داشتن پوستتان آب بخورید. ممکن است تابه حال خیلی این را شنیده باشید، اما واقعاً صحت دارد. آب سموم را از بین برده و باعث رطوبت دادن به پوستتان می شود.
از سرطان پوست پیشگیری کنید
گوجه فرنگی در این زمینه بسیار موثر است چون حاوی سه آنتی اکسیدان مهم ضد سرطان است: بتا کاروتین، ویتامین C و لیکوپن. گوجه فرنگی را به هر شکلی میتوانید استفاده کنید: خام، پخته یا حتی به شکل سُس. اگر می خواهید جذب لیکوپن را در بدنتان بالا ببرید، گوجه فرنگی را در مقدار کمی روغن زیتون بپزید .
لینک دانلود نامه ی عمر به يزدگرد سوم ساسانی و پاسخ يزدگرد به آن
لینک دانلود وصيتنامه داريوش کبير بزرگ پادشاه ايران زمين
لینک دانلود جشن ملی چهارشنبه سوری
لینک دانلود گاره فروهر باستانی ايران
داستان لیلا از هوشنگ مرادی کرمانی
داستان ماهی و جفتش از ابراهیم گلستان
اصطلاح ok که گاهی درزبان فارسی هم بکار می رود داستان جالبی دارد:
دریک انبار کالا در امریکا، کارگر بی سوادی به کار مشغول بود. او وظیفه داشت تعداد کالای مورد نظر هر گونی را شمارش کرده و در صورت صحیح بودن میزان آن، روی گونی بنویسد All Correct به معنای " صحیح است"، چون این کارگر بی سواد بود و طرز نوشتن این کلمه را بلد نبود و فقط تا حدودی حروف را می شناخت، با استفاده از صدای اول کلمه ها علامتی روی گونی ها می گذاشت.
به این صورت که به جای All ، ازحرف O و به جای کلمه Correct، از حرف K استفاده می کرد و لذا به جای اصطلاح All Correct روی گونی ها می نوشت OK و جالب اینکه هر دو این حروف با حرف اول کلمه اصلی تفاوت داشت و وقتی کارفرمایش از او پرسیده بود این حروف چیست وی در پاسخ گفته بود به اختصار نوشته است All Correct . از آن به بعد استفاده از کلمه OK در آن انبار رسم شد و سپس به تدریج در دنیا همه گیر شد و امروزه مردم سراسر دنیا از آن به عنوان یک کلمه کلیدی در محاورات استفاده می کنند.
از بچههای کودکستان سوال زیر پرسیده شد:
«اتوبوس شکل زیر به کدام طرف حرکت میکند؟»

به دقت به شکل نگاه کنید.
جواب سوال بالا را میدانید؟
تنها دو جواب وجود دارد: «چپ» یا «راست»
.
.
.
ببینم کدوم اهل دلایی میان اونجا. منتظرم ها بدو...!
اینم آدرس وبلاگ پری پیکاسو.
اخطار: نظر ندادی نیای ها!!
كار ما شايد اين است
كه ميان گل نيلوفر و قرن
پي آواز حقيقت بدويم
دانشجویی که سال آخر دانشکده خود را میگذراند به خاطر پروژهای که انجام داده بود جایزه اول را گرفت.او در پروژه خود از 50 نفر خواسته بود تا دادخواستی مبنی بر کنترل سخت یا حذف ماده شیمیایی «دی هیدورژن مونوکسید» توسط دولت را امضا کنند و برای این درخواست خود، دلایل زیر را عنوان کرده بود:
1-مقدار زیاد آن باعث عرق کردن زیاد و استفراغ میشود.
2-یک عنصر اصلی باران اسیدی است.
3-وقتی به حالت گاز در میآید بسیار سوزاننده است.
4- استنشاق تصادفی آن باعث مرگ فرد میشود.
5-باعث فرسایش اجسام میشود.
6-حتی روی ترمز اتومبیلها اثر منفی میگذارد.
7-حتی در تومورهای سرطانی یافت شده است.
از پنجاه نفر فوق، 43 نفر دادخواست را امضا کردند. 6 نفر به طور کلی علاقهای نشان ندادند و اما فقط یک نفر میدانست که ماده شیمیایی «دی هیدروژن مونوکسید» در واقع همان آب است!
عنوان پروژه دانشجوی فوق «ما چقدر زود باور هستیم» بود!
مردم با نیرنگ، حماقت او را دست می انداختند. دو سکه ( یکی طلا و دیگری نقره ) به او نشان می دادند. اما ملا نصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد.
این داستان در تمام منطقه پخش شد. هر روز، گروهی زن و مرد می آمدند و دو سکه به او نشان می دادند و ملانصرالدین همیشه سکه نقره را انتخاب می کرد.
تا اینکه مرد مهربانی از دیدن این صحنه ناراحت شد ... در گوشه میدان به سراغش رفت و گفت:
هر وقت دو سکه به تو نشان دادند سکه طلا را بردار. این جوری هم پول بیشتری گیرت می آید و هم دیگر دستت نمی اندازند.
ملانصرالدین پاسخ داد:
ظاهراً حق با شماست. اما اگر سکه طلا را بردارم، دیگر پول به من نمی دهند تا ثابت کنند که من احمق تر از آنهایم.
شما نمی دانید تا به حال با این کلک چه قدر پول گیر آورده ام.
اگر کاری که می کنی هوشمندانه باشد، هیچ اشکالی ندارد که تو را احمق بدانند ....
نوشته ای از ارما بومبک
اگر می توانستم یک بار دیگر به دنیا بیایم کمتر حرف می زدم و بیشتر گوش می کردم
دوستانم را برای صرف غذا به خانه دعوت می کردم حتی اگر فرش خانه ام کثیف و لکه دار بود و یا کاناپه ام ساییده و فرسوده شده
ما هميشه به عشق ورزيدن به ديگری فكر می كنيم.
مردها به عشق ورزيدن به زن ها فكر می كنند و زن ها به عشق ورزيدن به مردها.
مادرها به عشق ورزيدن به فرزندشان و فرزندان به عشق ورزيدن به مادرشان فكر می كنند.
با وجود اين، اگر خودتان را دوست نداشته باشيد، غير ممكن است بتوانيد ديگری را دوست داشته باشيد.
فقط در صورتی می توانيد شخص ديگری را دوست داشته باشيد كه در خود عشق داشته باشيد.
فقط زمانی كه چيزی را داشته باشيد، می توانيد آن را با ديگری سهيم شويد.
فرض كنيم خودمان را دوست داريم. اكنون مشكل اين است چگونه همسايه مان را دوست داشته باشيم.
به همين دليل است كه درباره ی عشق سخنان زيادی گفته شده اما دنيا هنوز زشت است؛ مالامال از نفرت، جنگ، خشونت و خشم.
خودمان را دوست نداريم، به شناخت بزرگی رسيده ايم. وقتی بدانيم كه
دوست داشتن خود، واقعاً دشوار است؛ زيرا به ما آموخته اند خودمان را سرزنش و محكوم كنيم. ارزشمند نيستيم. که به ما آموخته اند
به اين ترتيب چگونه ممكن است انسانی بی ارزش را دوست داشت؟ چگونه می توان كسی را كه محكوم است و سرزنش و تحقير شده، دوست داشت؟
"اشو عارف بزرگ هندی"
پ.ن: به پیام این متن اعتقاد راسخی دارم اما باید بدانیم دوست داشتن خود با خودشیفتگی بسیار متفاوت است.
چگونه می توان با يک فشارسنج ارتفاع يک آسمانخراش را محاسبه كرد؟
پاسخ يک دانشجو :
" يک نخ بلند به گردن فشارسنج می بنديم و آن را از سقف ساختمان به سمت زمين می فرستيم. طول نخ به اضافه طول فشارسنج برابر ارتفاع آسمانخراش خواهد بود. اين پاسخ ابتكاری چنان استاد را خشمگين كرد كه دانشجو را رد كرد.
دانشجو با پافشاری بر اينكه پاسخش درست است به نتيجه امتحان اعتراض كرد.
دانشگاه يک داور مستقل را برای تصميم درباره اين موضوع تعيين كرد. داور دانشجو را خواست و به او شش دقيقه وقت داد تا راه حل مسئله را به طور شفاهی بيان كند تا معلوم شود كه با اصول اوليه فيزيک آشنايی دارد.
دانشجو پنج دقيقه غرق تفكر ساكت نشست. داور به او يادآوری كرد كه وقتش در حال اتمام است. دانشجو پاسخ داد كه چندين پاسخ مناسب دارد اما ترديد دارد كدام را بگويد. وقتی به او اخطار كردند عجله كند چنين پاسخ داد: " اول اينكه می توان فشارسنج را برد روی سقف آسمانخراش، آن را از لبه ساختمان پائين انداخت و مدت زمان رسيدن آن به زمين را اندازه گرفت. ارتفاع ساختمان مساوی يک دوم g ضربدر t به توان دو خواهد بود. اما بيچاره فشارسنج. "
يا اگر هوا آفتابی باشد می توان فشارسنج را عمودی بر زمين گذاشت و طول سايهاش را اندازه گرفت. بعد طول سايه آسمانخراش را اندازه گرفت و سپس با يک تناسب ساده ارتفاع آسمانخراش را بدست آورد.
اما اگر بخواهيم خيلی علمی باشيم، می توان يک تكه نخ كوتاه به فشارسنج بست و آن را مثل يک پاندول به نوسان در آورد، نخست در سطح زمين و سپس روی سقف آسمانخراش. ارتفاع را از اختلاف نيروی جاذبه می توان محاسبه كرد: (T= 2 pi sqroot (l / g.
يا اگر آسمانخراش پله اضطراری داشته باشد، می توان ارتفاع ساختمان را با بارومتر اندازه زد و بعد آنها را با هم جمع كرد.
البته اگر خيلی گير و اصول گرا باشيد می توان از فشارسنج برای اندازهگيری فشار هوا در سقف و روی زمين استفاده كرد و اختلاف آن برحسب ميلی بار را به فوت تبديل كرد تا ارتفاع ساختمان بدست آيد. ولی چون هميشه ما را تشويق می كنند كه استقلال ذهنی را تمرين كنيم و از روشهای علمی استفاده كنيم، بدون شک بهترين روش آنست كه در اتاق سرايدار را بزنيم و به او بگوييم: اگر ارتفاع اين ساختمان را به من بگويی يک فشارسنج نو و زيبا به تو میدهم.
اين دانشجو كسی نبود جز نيلز بور، تنها دانماركی كه موفق شد جايزه نوبل در رشته فيزيک را دريافت كند.
من باورم نمیشد.
فقط برای یه امتحان ساده بهش گفتم: بمیر!...
سالهاست که تنها شدم. ای کاش امتحانش نمی کردم....
چه کسی می گوید که گرانی اینجاست؟
دوره ی ارزانی ست
چه شرافت ارزان
تن عریان ارزان
از همه چیز ارزان تر و دروغ
قیمت یک تکه ی نان آبرو
و چه تخفیف بزرگی خورده ست، قیمت هر انسان
بله فقط و فقط وابسته این شعاره ما توی امفی تئاتر بود که یه جورایی واسمون گرون تموم شد.نقدایه زیادی راجع به این شعار کردن خیلیا می گفتن که ما خواهان صلح با زانیاران بودیم بعضیا گفتن رو کم کنیه مدیرشلتوت بوده و... خلاصه اینقد در این مورد تاحالا بحث شده که ما گفتیم اقا چرا هیچکی به این شعاره دو پهلوی زانیاران که می گفتن"وای اگر خلیفه حکم جهادم دهد"گیر نداد!اصلا چرا خلیفه چرا یکی دیگه نه!(قابل توجه بعضیا که ما قبلا اشنایی مختصری با جناب خلیفه داشتیم می دونیم کی هستن)خلاصه بحثا به جایی رسید که یکی اون وسط گفت :من دستشویی دارم!که همه مردیم از خنده
ولی من واقعا واسه چپ و راستمون متاسفم.اقا برید HIGH SCHOOL MUSICAL 1 2 3 رو نگا کنید!چقد اینا با کلاسن من تو کفه همه چیشون موندم . البته بچه ها میگن ما اگه قاطی پاتی هم بودیم به زور از کنار هم رد میشدیم به چند دلیل:
1-اصلا درس نمی خونیم!
2-خیلی با جنبه ایم!
3-اصلا جو گیر نمیشیم!
4-ما خیلی به اصول اخلاقی پایبندیم ( مثلا از کلاس جیم نمیشیم که فیلم نگا کنیم که دبیره بیچاره یه ربع تموم تو کلاس تنها بشینه!)
5-و...
خلاصه ما به اینم قانعیم چون تنها مدرسه هایی هستیم (در سطح استان)که از این اجتماعها دارن.
از اونجاییکه که کلاسه ما خیلی باحاله و همیشه در حاله انجام انواعه رقص های کردی از جمله (سورانی-هورامی -مریوانی و...)س ازیکی از دبیرای نهضت درخواسته انتخاب یه اسمه مناسب برای کلاس از جانبه بچه ها داده شد. که ایشون هم در یک حرکته متفکرانه اسمه "هلپرکه ی پویش" رو بهترین اسم برای کلاس ما دونستند.
این اسم هنوز به تصویب نرسیده و صورت جلسه شده تا در موارده احتمالی مورده سؤاستفاده ی بعضیا قراره نگیره.ولی در صورته موافقته 000303برای انتخابش سریعا به اطلاعه همه می رسونیم.(البته به احتمال خیلی زیاد انتخاب نشه جون اثری از 000303 توی این اسم نمی بینیم!!!)
درضمن اگه دوس داشتین که از مجموعه طنزهای من که در وصف 000303 در مناسبت های مختلف نوشته شده رو فیض ببرین میتونید در خواست بدین تا واسه دانلود بزارمش.
دوستون ندارم.بای

آرش الهوردی
این پست رو فقط به دلیل تبریک به دوستای عزیز و گل مون که المپیاد آوردنه و فاقد هر گونه ارزش دیگه ایه...
ولی حیف که همه برای المپیاد شرکت نکردن (مخصوصا خودم) چون خیلی ها لایق قبول شدن بودن و حتما هم قبول می شدن ولی چه کنیم که در مواقع حساس کلاس ما حسشو از دست میده و این جوری راحت موفقیت های حتمی رو با لگد پرت می کنیم تو زباله دونی...
به هر حال بازم به اندک تعداد قبولی هامون تبریک میگیم و به اونایی هم که فردا تو آمفی تئاتر دانشگاه جایزه میگیرن تبریک میگیم...
باشد که در آینده این موقعیت ها رو از دست ندیم...


چرا؟؟؟؟؟ شما بگيد چرا؟ مگه معلم دينی ما چه كاركرده بود؟ چرا اون بايد قربانی بشه؟ چرا اون بايد به خاطر گفتن حقيقت اخراج بشه؟ آی اونايی كه زبون درازتون به هيچ طرفی نمی چرخه مگه اينكه با هر چرخيدنش سر يكی رو به باد بده يا زندگی يكی رو از هم بپاشه٬ بهم بگيد وقتی داشتيد با اون زبون نفرين شده تون به ناحق زندگی مادر مهربونمون رو از هم می پاشيديد به اين فكر نكردين كه خدايی اون بالا هست كه از شاهزاده محمد هم قوی تره؟.... واقعا فكر نكردين؟...... شما رو به همون خدا واگذار ميكنم و اميدوارم كه با قدرت و عزتش يه روزی به همين زودی ابر رو از روی ماه كنار بزنه تا حق بازم بر نا حق پيروز بشه. همون روز چهره های سياه شما رو ميبينم و اون وقته كه پشيمونی ديگه سودی نداره. از اونايی كه اينو خوندن تقاضا دارم اگه با من هستن اعلام كنن تا معلم عزیزمون ببينه كه ما فراموشش نكرديم و هرگز هم فراموشش نمی كنيم.